به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه برنگذرد (فردوسی)
در کوچه پس کوچه های زندگی من، همه چیز از یک روز بهاری آغاز شد... روزها بگذشت و تقویم زمان تکمیل شد....نلسون ماندلا زمانی گفت: «آموزش قویترین سلاحی است که میتوان از آن برای تغییر دنیا استفاده کرد.» به طور قطع من از افراد نابغه و باھوشی نبوده ام که دنیا را تغییر داده و یا تغییر خواهند داد اما به آموزش و یادگیری حداقل برای تغییر دنیای خودم اعتقاد داشته و بر آموختن از طریق آموزش تاکید دارم زیرا آموزش ممکن است شامل یک برنامه آموزشی سازمان یافته با نتایج الزامی باشد، در حالی که یادگیری چنین محدودیت هایی را ندارد.
سال ها پیش زمانیکه در رشته مهندسی کامپیوتر ( گرایش سخت افزار) از دانشگاه شیراز فارغ التحصیل شدم صرفا با تکیه بر تعداد معدودی واحدهای گذرانده شده مرتبط با نرم افزار با توجه به نیاز بازار کار و فرصت کاری در زمینه طراحی و پیاده سازی سیستم اطلاعات بیمارستانی (Hospital Information Systems) در زمینه بکارگیری تکنولوژی اطلاعات (IT) در حوزه بهداشت و درمان شروع به فعالیت کردم و با تکیه بر حداقل دانش نرم افزاری و یادگیری با سعی و خطا چند سالی را با موفقیت نسبی پشت سرگذاشتم اما بعد از مدتی به این نتیجه رسیدم که امکان ادامه کار به دو دلیل وجود ندارد. اول اینکه من به عنوان تحلیلگر سیستم دانش کافی در زمینه انفورماتیک پزشکی به صورت آکادمیک را نداشته و همچنین تیم کارفرما نیز به همین دلیل توانایی فراهم آوردن بستر مورد نیاز برای انجام کار را ندارد. از طرفی نه متقاعد کردن همکاران در تیم نرم افزاری و نه متقاعد کردن تیم اجرایی کارفرما از آماده نبودن بستر انجام کار، هیچکدام به آسانی میسر نبود. گفتنی است که در آن زمان هنوز رشته انفورماتیک پزشکی در دانشگاه های ایران راه اندازی نشده بود. تا اینکه با انگیزه ارتقای دانش و تجربه بر مینای یاد گیری و آموزش عازم کانادا شدم.
در چند سال اول با تکیه بر یادگیری با انجام چند پروژه نرم افزاری، حداقل دانش طراحی و پیاده سازی سیستم های اطلاعاتی با کمک ابزارهای Microsoft را بدست آوردم و در قدم بعدی و با فراهم شدن شرایط ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه مک مستر کانادا در رشته سلامت الکترونیک (eHealth) و در زمینه بکار گیری تکنولوژی اطلاعات در بخش بهداشت و درمان ادامه تحصیل دادم و پروژه پایانی خودم را با عنوان (Building HL7 Interfaces Between Healthcare Information Systems: A FHIR-based Implementation) به پایان بردم.
در طول دوران تحصیل در رشته سلامت الکترونیک(eHealth) در زمینه یکپارچه سازی سیستم های اطلاعاتی در حوزه بهداشت و درمان وهمچنین بر روی استفاده از هوش کسب و کار و انبارداده ها (Data Warehousing and Business Intelligence)در فرآیند تصمیم گیری مدیران در سازمان ها تمرکز پیدا کردم. پس از فارغ التحصیلی به عنوان (Business Intelligence Specialist)در زمینه تجمیع داده ها (Data Integration) ، انبار داده ها (Data Warehousing) و هوش کسب و کار (Business Intelligence) در بخش دولتی استان برتیش کلمیبا در کانادا مشغول به فعالیت شدم.
نظر به اینکه این روزها سیستم های اطلاعاتی متعددی(نرم افزاری مختلف) در سازمانها و شرکت ها داده های خام فراوانی را تولید میکنند و این داده های خام قابلیت تبدیل به اطلاعات مفید برای کمک در فرآیند تصمیم گیری مدیران را در اختیار میگذارند،تصمیم گرفتم این فرصت را مغتنم شمرده و ضمن ارتقای دانش خودم در زمینه هوش کسب و کار با یک دوره یکساله تمام وقت در طراحی سیستم های هوش کسب و کار مبتنی بر معماری IBM ، به صورت حرفه ای در بخش آموزش با شرکت های فعال در این زمینه و یا سازمانها و شرکت های علاقمند به بکارگیری سیستم های هوش کسب و کار و تحلیل اطلاعات همکاری نمایم. در این وبلاگ سعی خواهم کرد گزیده ای از مطالب مرتبط به طراحی سیستم های هوش کسب و کار و تحلیل نظام مند داده ها بهمراه داشبوردهای مدیریتی را با مخاطبان محترم به اشتراک بگذارم. از اینکه ممکن است وقت خود را به خواندن مطالب این وبلاگ اختصاص دهید، قبلا صمیمانه سپاسگزارم. ویلیام گلاسر روانپزشک امریکایی در تئوری یادگیری خود معتقد است که ما می آموزییم:
10 % از آنچه می خوانیم،
20 % از آنچه ما می شنویم،
30 % از آنچه ما می بینیم،
50 % از آنچه ما می بینیم و می شنویم ،
70 % از آنچه بحث می کنیم،
80 % از آنچه تجربه می کنیم،
95 % از آنچه که ما به دیگران می آموزیم .
با امید به همکاری و به اشتراک گذاری تجربیات و آموخته ها برای ساختن ایرانی آباد و سرافراز