مفهوم و اهمیت هوش کسب و کار
"نفت دیگر ارزشمندترین منبع دنیا نیست،بلکه داده ها(data) مهمترین وارزشمندترین منابع محسوب می شود. (هفته نامه اقتصادی اکونومیست)
هوش کسب و کار (Business Intelligence) یا به اختصار BI برای اولین بار در دهه 90 میلادی توسط گروه گارتنر (Gartner)،شرکت پژوهشی و مشاوره در زمینه ارائه خدمات برونسپاری، تحقیق و پژوهش و مشاوره فناوری اطلاعات، رونمایی شد. اما ایده کلی آن به سال های دورتر و استفاده از گزارشات در سیستم های اطلاعات مدیریت(MIS) در دهه 70 میلادی و همچنین تغییرات تدریحی و توسعه سیستم های پشتیبان تصمیم گیری (DSS) بر میگردد که در نهایت از سال 2006 محصولات و سرویس های تجاری از این نوع زیر عنوان هوش کسب و کار(BI) به بازار ارائه شدند.
در یک تعریف، هوش کسب و کار فرآیند تبدیل داده های خام به اطلاعات مفید و معناداردر یک سازمان را در بر میگیرد. هوش کسب و کار (BI) میتواند در فرآیند تصمیم گیری به مدیران سازمان ها کمک کند تا تصمیمات آگاهانه و موثری را اتخاذ نمایند. برای انجام فرآیند تبدیل داده های خام به هوش کسب و کار سازمان ها باید فرآیند اجرای سیستم های هوش کسب و کار و تحلیل داده ها(Business Intelligence and Analytics Systems) را متناسببا نیازهای خود آغاز نمایند. این سیستم ها مقادیر بزرگی از داده های خام را برای شناسایی و توسعه فرصتهای جدید بکار گرفته و فرآیند کاوش و تحلیل اطلاعات در یک سازمان را ساده تر مینماید. بکارگیری سیستم های هوش کسب و کار و تحلیل داده ها و بهرمندی از فرصتهای جدید و اعمال یک استراتژی اثربخش میتواند مزیت بازار رقابتی و پایداری بلندمدت را برای سازمانها به ارمغان آورده و یک سازمان را از سازمان های دیگر متمایز کند.
در حال حاضر سازمان ها از سیستم های اطلاعاتی (نرم افزارهای کامپیوتری) مجزا برای انجام فرآیندهای کاری خود مانند سیستم منابع انسانی، سیستم تولید و ساخت، سیستم خدمات ارائهشده، سیستم فروش و …استفاده میکنند. معمولا این سیستم ها دارای بانک اطلاعاتی مستقل بوده و گزارش های مدیریتی به صورت مجزا از سیلوهای اطلاعاتی (Information Silos) توسط زیر مجموعه های مرتبط تهیه میگردد. سیستم های هوش کسب و کار و تحلیل داده ها این امکان را برای سازمان ها به وحود می آورند که داده های خام کلیدی را با لحاظ کردن ملاحظات سازمانی از سیستم های اطلاعاتی مجزا استخراج و با یکپارچه سازی آنها امکان تحلیل دادهها، استخراج sKPI سازمان، یکپارچهسازی اطلاعات، گزارشات مصور و داشبوردهای مدیریتی از عملکرد کلی سازمان فراهم گردد تا مدیران تغییرات مثبت و منفی را به موقع ارزیابی و با تصمیمات بهنگام بر بهبود عملکرد خود و زیر مجموعه های وابسته بیافزایند.
فرانسیس بیکن فیلسوف، سیاستمدار، دانشمند، حقوقدان و نویسنده انگلیسی قرن شانزدهم میلادی که بسیاری وی را محور اصلی تحول فکری در قرون وسطی و از بانیان انقلاب علمی میشمارند می گوید "داشتن اطلاعات مهمترین لازمه انجام هر کاری است (knowledge itself is power)". هوش کسب و کار در عصر اطلاعات پنجره جدیدی در فرآیند تصمیم گیری مدیران گشوده در دهه های اخیر اهمیت ویژه ای پیدا کرده است و طراحی و پیاده سازی سیستم های هوش کسب و کار و تحلیل داده ها بهمراه داشبورد های مدیریتی در یک سازمان میتواند به مفهوم سازی آن کمک کند. از آنجاییکه تصمیم گیری در سازمانی که درآن فرآیند تصمیم گیری بر مبنای اطلاعات و درک صحیح از حقایق صورت میگیرد به مراتب آگاهانه تر و موثرتر از تصمیم گیری در سازمانی خواهد بود که بدون داشتن اطلاعات اقدام به تصمیم گیری میشود، لذا سیستم های هوش کسب و کار و تحلیل داده ها در یک سازمان همگام با بکارگیری تکنولوژی اطلاعات در سایر عرصه ها میتواند نقشه های سنتی توسعه و تحول در یک سازمان را دگرگون نماید.
بدیهی است که کاربرد هوش کسب و کار(BI) تنها به سازمان ها و یا شرکت هایی که فروش کالایی را انجام میدهند محدود نمیشود بلکه برای هر سازمان و یا شرکت اعم از دولتی و یا خصوصی نیز که سرویس و یا خدمتی را نیز ارائه میدهند ( حتی به صورت رایگان) کاربرد دارد. متاسفانه بار معنایی BI بعد از ترجمه به فارسی کاهش پیدا میکند که باید به این موضوع توجه گردد زیرا کاربرداین فرآیند فراتر از دنیای کار و کسب و یا تجارت میباشد. از طرفی به نظر میرسد محصولات تجاری که زیر عنوان Business Intelligence به بازار عرضه میشدند قرار است از این به بعد زیر عنوان Analytics به بازار عرضه شوند و به تدریج واژه Analytics که توسط اصحاب علم و دانش در مراکز علمی استفاده میشود جایگزین Business Intelligence گردد. با این مقدمه کوتاه، این مطلب را به پایان برده و در ادامه به سایر موضوعات مرتبط با هوش کسب و کار(BI) و تحلیل نظام مند داده ها (Analytics) پرداخته خواهد شد.