برخی از مزایای بهره گیری از هوش کسب و کار
معنای هوشمندی کسب و کار در یک سازمان و یا شرکت به تعبیری میتواند در اختیار قرار داشتن اطلاعات مناسب، به افراد مناسب، در زمان مناسب برای اخذ تصمیم مناسب باشد. به بیانی دیگر هوش کسب و کار(BI)، سازمان ها و شرکت ها را به بهره مندی از اطلاعات معنادار، توانمند می کند. به طور خلاصه برخی از مزایای بهره گیری از هوش کسب و کار (BI) در یک سازمان به شرح زیر است:
1- تصمیم گیری آگاهانه دقیق و به موقع: مدیریت امور یک سازمان و یا یک شرکت نباید مانند قمار و یا سلیقه ای و بر اساس سعی و خطا باشد. سیستم های هوش کسبوکار ابزارهایی در اختیار قرار میدهند که میتوانند با استفاده از دادههای دقیق تاریخچهای همراه با بهروزرسانی دادهها در زمان صحیح، پیشگویی روند و یا حتی پیشبینی انجام دهند و درنتیجه تصمیم گیری بر مبنای تحلیل داده های معنادار را جایگزین حدس و گمان نمایند. لازمه این مهم آن است که مدیران به اطلاعات مناسب، در زمان مناسب و در جای مناسب دسترسی داشته باشند!
2-شناسایی فرصتهای جدید: سیستم های هوش کسب و کار به سازمان ها و شرکت ها این امکان را میدهند که بهوسیله دادههای خام مدلهای پالایش و پیشبینی ساخته و بهوسیله این مدلها فرصت های از دست رفته گذشته را با ارائه روش های جدید فروش و یا ارائه خدمات جبران ودر نقطه تماس مناسب با زیر مجموعه های خود و یا مشتریان و ارباب رجوع قرارگیرند.
3-به دست آوردن معیارهای کلیدی کسبوکار(KPIs) در زمان مقتضی: امروزه اغلب طراحان سیستم های هوش کسب و کار این سیستم ها را طوری طراحی میکنند که به کاربران این امکان را میدهد که گزارشها و داشبوردهایی از معیارهای کلیدی کسبوکار(KPIs) در هرلحظه و بر روی هر پلتفرم سختافزاری که در دسترس دارند، داشته باشند. در اختیار قرار دادن اطلاعات معنادار حیاتی کسبوکار در هرلحظه از مشخصه های سیستم های هوش کسب و کار است نا بدینوسیله مدیران سازمانها و شرکت ها با داشتن بینشی دقیق نسبت به عملکرد کسبوکارشان بهسادگی و به موقع یتوانند تغییرات مثبت و منفی را ارزیابی و با تصمیمات بهنگام بر بهبود عملکرد خود و زیر مجموعه های وابسته بیافزایند. این بینش را هوشمندی کسبوکار در اختیارآنها قرار میدهد.
4-پاسخ سریعتر به سؤالات کسبوکار: کاربران سیستم های هوش کسب وکار میتوانند پاسخهای سریعتری به سؤالات کسب و کار داشته باشند. در صورت عدم وجود این سیستم ها باید وقت زیادی صرف مطالعه و خواندن گزارشهایی کنند که چاپشده یا بهصورت فایلهایی در کامپیوترشان قرار دارد. هوشمندی کسبوکار میتواند بهصورت صحیح توضیح دهد که در بازههای زمانی تعریفشده در کسبوکار شما چه اتفاقی خواهد افتاد. بهطور مثال چند واحد فروختهشده و یا چه میزان سرویس و خدمات ارائه گردیده است، از طریق کدام زیر محموعه، در چه منطقه جغرافیایی و یا کدام گروه از مشتریان با ارباب رجوع . این مسائل در حال حاضر بهخوبی درک شده و همچنین مزیت رقابتی که از تحلیل داده های معنادار به وجود می آید بسیار حائز اهمیت است.
5-وابستگی کمتر به دانش فن آوری اطلاعات(IT): توسعه ابزارهای خویش خدمت هوش کسب و کار (Self-Service BI) زمینه مناسبی را به وجود می آورد که کاربران در سطوح محتلف مدبریتی و سازمانی با داشتن حداقل دانش بهره گیری از روش های فن آوری اطلاعات با نظر گرفتن ملاحظات سازمانی به یک نسخه واحد از داده های معنادار سازمان دسترسی و گزارشات مصور مورد نیاز خود را ایجاد نمایند و یا با دیگران به اشتراک بگذارند.
6-به دست آوردن بینش از رفتار مشتری و یا ارباب رجوع: یکی از بزرگترین مزایای سیستم های هوش کسب و کار این است که به مدیران شرکت ها ها دید همه جانبه در مورد مشتریان و ارباب رجوع میدهد. شرکتها میتوانند بر اساس الگوهای خرید و یا درخواست خدمات و سرویس ها را دسته بندی کرده و با کمک این اطلاعات در مقاطع خاص تصمیمات مناسبی را اخذ و سود بیشتری کسب کنند و همچنین مشتریان باارزش خود را حفظ کنند.
7- مدیریت کردن بهتر موجودی کالا و ظرفیت های ارائه سرویس هاو خدمات: هوشمندی کسب و کار با در اختیار قرار دادن اطلاعات معنا دار در مورد کار و کسب میتواند به مدیریت بهتر موجودی کالا، ثبت سفارش به موقع و یا شناسایی کالاهای مازاد و راکد و یا پیش بینی پرسنل مورد نیاز برای ارائه سرویس ها و خدمات در یک مقطع زمانی و یا مکانی خاص کمک کند.
8-بهبود بهرهوری : بسیاری از سازمان ها و شرکتها زمان زیادی را صرف میکنند تا منابع دادهای دپارتمان ها و بخشهای مختلف را یکپارچه کنند تا وضعیت کسبوکارشان را بهتر درک کنند و سپس اگر خیلی خوششانس باشند که بتوانند اطلاعات معناداری از این دادهها به دست بیاورند باید این اطلاعات را ادغام و تبدیل به گزارشهای مؤثر نمایند که بحث درباره آنها صحت داشته باشد. با استفاده از سیستم های هوش کسبوکار تمامی اطلاعات بهراحتی و با صحت یکپارچه شده و در قالب گزارش های مصور یا داشبورد های مدیریتی ارائه میشوند که با این کار میزان قابل توجهی وقت صرفهجویی شده و موارد ناکارآمد حذف میگردند.
9-تخصیص بهتر منابع: هوشمندی کسب و کار با ارائه گزارشات مصور و داشبوردهای مدیریتی عملکرد کلی یک سازمان و زیر مجموعه های ذیربط را نشان میدهد و به کمک ابزارهای تحلیل دادهای معنا دار مشخص میشود در چه بخش هایی از سازمان و یا شرکت نیاز به تخصیص منابع بیشتری برای بهبود عملکرد وجود دارد.
10- بهره مندی بهتر از فعالیت های تیمی: در طراحی اغلب سیستم های هوش کسب و کار به پتانسیل بهره مندی از فعالیت های تیمی توجه شده به طوریکه پس از تحلیل اطلاعات، پیشنهادات به منظور بهبود عملکرد با افراد مرتبط به اشتراک گذاشته میشود تا بر مبنای خرد جمعی تغییرات لازم اعمال گردد. همچنین این امکان وحود دارد که یک تیم برای حل یک مشکل تشکیل و به صورت موردی فعالیت تیمی تا یافتن راه حل و اعمال تغییرات و گرفتن بازخورد ادامه پیدا کند.
در مطلب بعدی به برخی از کابردهای هوش کسب و کار(BI) با ذکر مثال در زمینه های مختلف پرداخته خواهد شد.